یادومی پس از سال‌ها منما را می‌بیند؛ شخصی که در کودکی یکی از صمیمی‌ترین دوستان او بود و سال‌ها از مرگ وی می‌گذرد. او به سرعت می‌فهمد که از بین تمام آدم‌های دنیا، فقط او می‌تواند دوست مرده خود را ببیند. زیرا انگار به دلیلی نامشخص این دو نفر باید درکنار یکدیگر کار نیمه‌تمامی را به سرانجام برسانند تا بتواند منما به زندگی بعدی برود.