رانکو ، پیشخدمتی که بیشتر عمرش را در آکیهابارا سپری کرده و ناگومی ، دختری که رویای تبدیل شدن به پیشخدمتی دلربا و ناز را داشته ، به کافه ی “تون توکوتون” که معروف به “خوک دانی” است میروند تا مشغول به کار شوند. غافل از اینکه نه این شهر یک شهر معمولی است و نه این کافه یک کافه ی معمولی !